سایر مطالب
مهارت های ارتباطی برای کار با افراد سالمند
تاریخ انتشار: 2001
معرفی منابع و موسسات > کتاب
معرفی از: نگین حسینی

تالیف: (دکتر) باربارا بِندِر درِهِر

درباره نویسنده:

خانم دکتر باربارا بندر درهر، از متخصصانی است که روی موضوعات بین رشته ای علوم اجتماعی و پزشکی تحقیق می کند. او در سال 1966 از رساله ی دکترای خود با عنوان به نام "پیش بینی زبان روایتگری و هدایتگری کودکان" The prediction of children's narrative and directive language در دانشگاه اوهایو دفاع کرد. از خانم دکتر درهر علاوه بر این کتاب، کتاب های دیگری با عناوین: آواشناسی: کمک ساختاری در هنرهای زبانی (1976)، پیام ها و شیوه ها: ارتباطات کلامی (1975) وکتاب عملی میان رشته ای در مورد ارتباطات سالمندی (1989)، منتشر شده است. دکتر بندر درهر، سال های زیادی را با موسسه امریکایی "گفتار، زبان و شنوایی"، به عنوان نماینده ی دولت همکاری کرده است.

کتاب "مهارت های ارتباطی برای کار با افراد سالمند" دربرگیرنده راههای کاربردی برای ارتباط موثر با افراد سالمند است و شیوه هایی برای غلبه بر مشکلات مشترک ارتباطی و اختلال های رایج در میان افراد سالمند را پیشنهاد می کند. کتاب در 10 فصل تنظیم شده است:1. پل های تفاهم 2. چگونه مسن شدن بر ارتباط اثر می گذارد؟ 3. تعامل با افراد سالمند 4. چگونه بیماری روی مهارت های ارتباطی اثر می گذارد؟ 5. تبادل پیام ها باوجود موانع 6. تصمیم گیری همراه با سالمندان 7. مشارکت گروهی 8. ترغیب خود بیانگری 9.کامپیوتر و نسل قدیم 10.حفظ روحیه

این کتاب، ویرایش دوم است که نسبت به نسخه ی اول، مطالب جدیدتری (مثل بخش کامپیوتر و افراد سالمند، نسل Boomers امریکایی، راههای جدید غلبه بر محدودیت های احساسی ناشی از اضطراب و افسردگی) را شامل می شود. هر فصل با تمرینات و فعالیت هایی پایان می یابد تا خواننده بتواند مهارت های آموخته شده را در خانه به کار برد.

در مروری بر این کتاب، ابتدا مقدمه بطور کامل آورده شده و در ادامه، مهم ترین نکات هر فصل، مورد اشاره قرار گرفته است.

مقدمه

بخشی از جمعیت که دارای فزاینده ترین میزان رشد در جامعه ی امروز ما (امریکا)ست، گروه سالمندان است و از این رو، جامعه متوجه ضرورت توجه به تامین لازمه های زندگی بهتر آنان شده است. از نقطه نظر تاریخی، همیشه به نیازهای اساسی افراد مسن، همچون سلامت و بهداشت، تهیه ی مسکن و تامین اقتصادی بیشترین توجه صورت گرفته اما حالا این نیاز فزاینده احساس می شود که این جمعیت، نیازمند رضایتی فراتراز موضوعات نان و کره هستند. آنها خواستار کیفیت بالاتری از زندگی اند؛ آنها شادی می خواهند.

خوشبختی، از حقوق طبیعی هر امریکایی، صرفنظر از سن و سال اوست. اما کاهش شدت حواس و کم شدن قدرت عضلانی و چابکی فکری می تواند مانع شکوفایی کامل هر شخصیتی شود. در اینجا به متخصصانی نیاز است تا به افراد کمک کنند و فعالیت های معنی داری ترتیب دهند که منجر به حفظ شرافت، حفظ عقل و هوش و افزایش روابط فردی شود.

ارتباطات کلیدی است برای نوعی سازگاری روانی شادمانه. این روش فراتر است از حرف زدن و شنیدن، یا خواندن و نوشتن؛ بلکه وسیله ای است برای نوعی تعامل اجتماعی که می تواند به تفاهم کمک کند و بر تنهایی فابق آید. این روش، راهی است برای شناخت افکار و تحلیل کردن احساسات مان. خوشبختی انسانی بستگی دارد به پیام هایی که ما برای دیگران می فرستیم و نیز به کیفیت پیام هایی که برای خودمان ارسال می کنیم.

هدف این کتاب عبارت است از غلبه بر مانع سکوت که اغلب افراد سالمند را رنج می دهد و نیز ارتقای کیفی زندگی آنها. مانع می تواند در اشکال زیر باشد:

فیزیکی - سمعک نامناسب یا برداشته شدن تارهای صوتی دراثر جراحی

اجتماعی - از دست دادن دوستان یا نقل مکان محدود کننده

یا احساسی - ترس از پس زده شدن یا اعتماد به نفس کاهش یافته

متخصصانی که برای رفع موانع اجتماعی و احساسی سالمندان کار می کنند، به اندازه ی متخصصانی که برای رفع موانع فیزیکی فعالیت دارند، ضروری اند. در سایه ی تلاش هماهنگ همه ی آنها، احساسی از سعادت و رفاه به سالمندان منتقل خواهد شد؛ احساسی که در کنار ارتباطات پیشرفته حاصل می شود.

نسخه ی بازنگری شده ی این کتاب، دارای مطالبی بیش از تحقیقات به روز است و استراتژی های کاربردی تری را شامل می شود. این نسخه، موضوعات جدیدی مثل: استفاده از کامپیوتر، ویژگی های طبقه ای از سالمندان امریکایی که Boomers  نام دارند (76 میلیون امریکایی که در طول 18 سال پس از جنگ جهانی دوم -1946 تا 1964- به دنیا آمدند) ، رشد زندگیِ همراه بامساعدت، نیاز فزاینده به  درمان های دارویی دردسترس، و رویکردهای جدید برای کاهش فشارهای حسی ناشی از اضطراب و نگرانی را دربر می گیرد.

خوانندگان درمی یابند که چگونه  فرآیند مسن شدن، خود می تواند ارتباطات را به عنوان یک عمل فیزیکی، تحت تاثیر قرار دهد؛ و چگونه تغییرات آرام و منطقی در نسوج، ماهیچه ها و اعصاب، روی صدا، طرز بیان و شنوایی اثر می گذارد. خوانندگان خواهند فهمید که چگونه بیماری های خاص (مثل سرطان، سکته مغزی، بیماری های حاد شونده ی اعصاب) می تواند سخن گفتن و زبان را خراب کند. راههای ممکن برای تبادل پیامها با وجود چنان موانع فیزیکی در بخش های مختلف کتاب آورده شده است.

موانع اجتماعی برای ارتباطات اقناع کننده (مثل تغییر محل سکونت، استقلال و شرایط زندگی) در بخش های مختلف براساس ارتباطات بین فردی و گروهی آمده است. بخش مربوط به تصمیم گیری نشان می دهد که کمک رسانی نسبی و فزاینده می تواند به فرد سالمند نوعی احساس استقلال (و همیاری حاصل از آن) در انتخاب های ضروری زندگی بدهد.

یک بخش جدید درمورد کامپیوتر و سالمندترین نسل هم در کتاب هست. افراد جوان دریافته اند که کامپیوتر فقط وسیله ای برای محاسبه نیست، بلکه ابزاری برای برقراری ارتباط و قدرتمندشدن است. بهره برداری فقط از چند کارآیی کامپیوتر می تواند سطح رفاه و خود-کارآمدی افراد سالمند را گسترش دهد.

فواید احساسی ارتباطات خوب در بخش هایی از کتاب با عنوان ارتقای خودبیانگری و حفظ روحیه آورده شده است. ثبت مداوم زندگی شخص، به عنوان تجربه ای هم زیبایی شناسانه و هم پالایشی اشاره شده است. اینکه چگونه افراد مسن می توانند کیفیت پیام هایی را که به سوی خود می فرستند (و نیز پیام هایی که به سوی دیگران ارسال می کنند) تغییر دهند تا به شادمانی فردی بیشتری دست یابند، موضوع بخش پایانی کتاب است. هر بخش کتاب، با تمرینات و فعالیت هایی پایان می یابد که به خوانندگان کمک می کند شیوه های برقراری ارتباط با افراد سالمند را تمرین کنند و ارتقا دهند.

انگیزه ی نوشتن این کتاب، از تجربیات نویسنده نشات گرفته است که برای یک مرکز بهداشت و مراقبت سالمندان کار می کرده و کارگاههایی را برای پرستاران خانگی برگزار کرده است. خانم نویسنده به عنوان نماینده ی یک انجمن امریکایی، متوجه نیازهای سازماندهی نشده ی سالمندان شده است. رفتارهای ارتباطی غیرموثر می تواند بدون علت فیزیکی اتفاق بیفتد و اثر افسرده کننده ای بر شخص سالمند و خانواده ی او داشته باشد.

این کتاب، فنون عملی و روش های جدید ارتقای ارتباط با افراد سالمند را در اختیار کارگزاران مشاغل مرتبط با سلامت و یاری گنندگان افراد سالمند قرار می دهد. متن ساده ی کتاب می تواند مورد استفاده ی کسانی قرار گیرد که می خواهند مشاغلی مرتبط با امور سالمندان اتخاذ کنند. متخصصان ارتباطات، گفتار درمانگرها، شنوایی سنج ها، پرستاران، پزشکان، روحانیون، فیزیوتراپ ها، شغل درمانگرها، کارمندان امور اجتماعی و متخصصان توانبخشی، نیازمند اطلاعات و شیوه های برقراری ارتباط برای تسهیل تجربیات اولیه  خود هستند. رفتارهای ارتباطی مثبت به عادات خوب تبدیل می شوند که در تمام سال های کار حرفه ای باقی می مانند و منفعت آنها متوجه گروه سالمندان نیز خواهد شد.

فصل 1: پل های تفاهم

فلسفه این کتاب این است که ارتباط، یک تعامل دوطرفه است. افراد سالمند، اشیاء نیستند بلکه انسانند و ما یکطرفه سخن نمی گوییم، بلکه با آنها حرف می زنیم. ما باید خاص بودن سالمندان را به عنوان افراد، و نیز احساسات شان، حق انتخاب و عمل آنها را بپذیریم.

پل های تفاهم روی دو ستون استوارند: زمینه های ارتباط و سالمند شناسی.

این بخش، نظریه های اساسی و پدیده ی فعالیت های اجتماعی و نیز نظریه های اساسی و پدیده ی سالمندی را مرور می کند.

ارتباطات موفق، از دل احترام متفابل و تلاش دوجانبه بیرون می آید. چوان یا پیر، سالم یا مریض، پزشک یا بیمار، فرستنده یا گیرنده، فرقی نمی کند؛ چون آنچه که باید مورد نظر قرار گیرد،انسانیت مشترک میان همه ی افراد است.

ماهیت دوسویه ی ارتباطات

ارتباطات دارای مدل های زیادی است زیرا انسان، به سادگی ماشین نیست که بتوان در یک مدل، همه ی اتصال هایش را نشان داد. مدل خطی ارتباطات چنین فرض شده است:

گوینده (چه کسی؟) -- مطلب (چه چیزی؟) -- شنونده (به چه کسی؟) -- مناسبت (کی و کجا؟)

مدل یک جهتی از این نظر دارای اشکال بود که در آن، شرایط ارتباطات، ساکن و شنونده ها منفعل بودند؛ در حالیکه نظریه پردازان می دانستند که گوینده، از واکنش های شنونده اثر می پذیرد و پیام خود را تصحیح می کند. به عبارتی، تاکید مدل فقط بر گوینده ی مطلب بود.

مدل فرایندی

در این مدل، ارتباطات به منزله ی یک فرایند دوسویه درنظر گرفته می شود و گیرنده هم به اندازه ی فرستنده، اهمیت می یابد:

فرستنده --- پیام (تن صدا، حالت صوت) --- کانال --- گیرنده

کارکردهای ارتباطات

دنس (1988) چهار کارکرد زیر را برای ارتباطات طبقه بندی کرده است:

1. پیوند دادن فرد با اجتماع یا محیط اطراف او

2. تنظیم رفتارهای درونی و بیرونی افراد

3. تنظیم رفتارهای ذهنی، حسی و فیزیکی شخص

4. توسعه ی فرایندهای بالاتر ذهنی

افراد سالمند نسبت به میانسالان، نیاز بیشتری به برقراری ارتباط خوب دارند. آنها نیاز دارند با واقعیات، خانواده و دوستان خود مرتبط باشند تا فشارهای ناشی از سالمندی را راحت تر تحمل کنند. افراد سالمند می توانند از راه ارتباط کلامی یا غیرکلامی، با محیط در ارتباط باشند.

نیاز و علاقه به ارتباط به عنوان یک متغیر شخصیتی

شکل و عملکرد ارتباط براساس اَشکال شخصیتی و ویژگی های سنی افراد تغییر می کند. اثربخشی شخصی، مستلزم مدیریت عادات بهداشتی فرد، پذیرش دارو و توانبخشی است.

کارل یونگ، روانپزشک سوئدی، دو نوع شخصیت را طبقه بندی کرده است:

افراد درون گرا: خیال پرداز، خلاق، حساس و علاقه مند به دنیای درونی اند که تا وقتی هنوز شرایط و انگیزه ها را بررسی نکرده اند، ابراز احساسات نمی کنند. آنهاارتباط با همفکران خود را ترجیح می دهند.

افراد برون گرا: اجتماعی و اهل معاشرت و مشتاق ارتباط با افراد دیگرند. علاقه مند به دنیای فیزیکی و واقعی و نیازمند کنترل محیط اند. فرد برون گرا، اهل فعالیت -اجتماعی، سیاسی و عملی- است.

اثرات اجتماعی

اشتباه است که نیاز و تمایل به ارتباط با افراد، براساس مدل شخصیتی او ارزیابی شود. نیاز و تمایل به ارتباط، در تمامی اشخاص بطور اساسی وجود دارد اما افراد، درک از نیاز و تمایل به ارتباط را در تعریف خود از ارتباط محدود می کنند.

شکل ارتباط به عنوان یک متغیر شخصیتی

انواع ارتباط می تواند به دو شکل طبقه بندی شود:

انواع دادنی: مثل گوش دادن و خواندن

انواع گرفتنی: مثل حرف زدن و نوشتن

درونگراها مایل به خواندن متونی هماهنگ با افکار خود هستند. آنها خوب گوش می دهند و گزینشگری هم دارند. اغلب به شایعات و حرف های درگوشی علاقه ای ندارند. اما وفتی که یک فرد رازدار درحال تعریف کردن یک تجربه ی حسی است، آنها شنونده های همدلی هستند. افراد جوان اغلب نیازمند اندرز سالمندان درون گرایی اند که به بیان تجربیات خود می پردازند. شخص برون گرا نصیحت نمی کند و درحالیکه گوینده درحال بیان موضوع است، اوفقط گوش می دهد. افراد درون گرا، در ابراز احساسات، نوشتن را به سخن گفتن ترجیح می دهند.

افراد برون گرا، خواندن را دوست ندارند زیرا واقعیت را یکباره برای آنها روشن نمی کند. آنها مایل به مصاحبه با افراد برای کسب اطلاعات درباره "اینجا و الان" هستند. آنها شنونده های خوبی اند اما دامنه ی توجه شنوایی شان کوتاه مدت است. سالمندان برون گرای زیادی دیده می شوند که مشتاقانه در جمع حرف می زنند.

افراد برون گرا حرف زدن را به نوشتن ترجیح می دهند. مکالمه تلفنی با دوستان دور، بهتر است از نامه نگاری. آنها اغلب برای مشاغل مدیریتی انتخاب می شوند.

نظری های سالمندی

شناخت سالمندی، پایه ی دیگری است برای پل زدن به سمت نسلی دیگر. سالمند شناسی اجتماعی، یا علم سالمندی در جامعه، نظریه های زیادی درباره ی تغییرات روانشناختی مشاهده شده در میان افراد و گروهها ارائه داده است که دو نظریه مهم در میان آنها عبارتند از:

نظریه دوری گزینی (Disengagement) و نظریه فعالیت (Activity)

نظریه دوری گزینی که برای تخستین بار توسط کامینگز و هنری  (Cummings & Henry, 1961) ارائه شد، بیانگر عقب نشینی اجتماعی در بسیاری از سالمندان است. آنهابطور اجتماعی و روانی از محیط فاصله می گیرند و کارکردهای نظارتی در کار، خانواده و موسسات اجتماعی را از دست می دهند. این عقب نشینی، نه تحمیل شده از سوی جامعه، بلکه نتیجه ی تغییرات فیزیولوژیک و روانشناختی در افراد است. البته برخی واقعیت ها، این نظریه را تضعیف کرده اند، از جمله گزارش هایی مبنی بر اینکه سالمندانی که به ناچار، تعاملات خود را کاهش داده اند، در سطح بالایی از رضایت قرار ندارند.

نظریه فعالیت که توسط اشلی (Atchley , 1994) بیان شد، می گوید که انجام فعالیت های فیزیکی، روانی و اجتماعی در سطوح مختلف، برای انطباق موفق با سالمندی ضروری است. براساس این نظریه، میزان مشارکت اجتماعی، بیشتر توسط نیروهای اجتماعی-اقتصادی و شیوه ی زندگی قبلی تعیین می شود تا توسط سالمندی. این تئوری، در گزارش های ثبت شده به تایید رسیده است: آنهایی که فعالیت های شان را کاهش داده اند، رضایت خاطر کمتری از زندگی ابراز کرده اند.

نسل جدید و قدیم

در یک جامعه ی دموکراتیک، همه ی افراد حایز اهمیت اند. پس طرح این سوال طبیعی است که چگونه می توان نیازهای 3 میلیون سالمند را در مقابل خواسته های 76 میلیون نفر متعلق به نسل جدید (در امریکا) سامان داد؟

 نسل Baby Boom یا Boomers عبارتند از: 76 میلیون امریکایی که در طول 18 سال پس از جنگ جهانی دوم (1946 تا 1964) به دنیا آمدند و از امکانات زندگی بهتری برخوردار بوده اند. پس از ژانویه 1996 ، در هر 7 و نیم ثانیه یکی از افراد این نسل 50 ساله شده اند و تا 2011 این افراد 65 ساله خواهند شد.

در این بخش کتاب، تفاوت های میان افراد متعلق به نسل Boomers با دیگران در جامعه امریکا مورد اشاره قرار گرفته است.

تغییرات عملکردی مغز در دوره ی سالمندی

با بالا رفتن سن، قدرت همه ی حواس انسانی، اعم از بینایی، شنوایی، چشایی، بویایی، لامسه، و نیز تعادل و درد کاهش می یابد.

اصلی ترین عملکرد مغز به فرایندهای پیچیده ی هوش (intelligence) و حافظه (memory) مربوط می شود. هرچند مسن شدن بیولوژیکی تاثیر آشکاری بر عملکرد مغزی دارد، گزارش های متاخر مبنی بر کاهش نمرات تست هوش حین مسن تر شدن، گمراه کننده به نظر می رسند.

اندازه گیری حافظه سخت است. محققان چند نوع حافظه را طبقه بندی کرده اند:

حافظه اولیه یا کوتاه مدت: برای داده هایی که طی چند دقیقه انجام یا فراموش می شوند.

حافظه ی در حال عمل: برای استفاده ی درست از اطلاعات برای مدت کوتاه.

حافظه ثانویه یا بلند مدت: برای ذخیره ی اطلاعات تازه وارد.

حافظه ی دور: برای ذخیره ی مطالبی که خوب آموخته شده اند و اتفاق های زندگی.

هرچند با افزایش سن، همه انواع حافظه نیز کاهش می یابد، حافظه ی ثانویه و حافظه ی درحال کار، بیشتر دچار تنزل می شوند. سالمندان باهوش و نیز کسانی که حافظه خود را تمرین می دهند، کمتر در معرض این زوال ها قرار دارند. از آنجا که حافظه ی منطقی، بیشتر از حافظه ی مبتنی بر یادگیری زائل می شود، "تکرار" راهی برای نگهداشتن داده ها در مغز است. نشانه های کمکی برای حافظه هم موثر است. به موازات بالا رفتن سن، حفظ چیزهایی که شنیده می شود، بهتر است از حفظ چیزهایی که دیده می شود؛ و استفاده از هر دو حس، خیلی بهتر از استفاده ی جداگانه از آنهاست. (Arenberg et al., 1980)

متاسفانه برای افراد مسن طبیعی، هیچ ویتامین یا دارویی که جلوی کاهش حافظه را بگیرد، وجود ندارد.

انتظارات و واقعیت های اجتماعی

در این بخش از فصل اول کتاب، با استناد به آمارهایی از جامعه امریکا، بار دیگر ضرورت و اهمیت برقراری ارتباط موثر و تعامل سازنده با افراد سالمند، مورد تاکید قرار گرفته است.

 فصل 2: چگونه مسن شدن بر ارتباط اثر می گذارد؟

در فصل دوم، تغییرات اجتماعی و فیزیکی دوره ی سالمندی که روی ارتباط اثر می گذارد، بررسی شده است.

تغییرات اجتماعی که بر ارتباط اثرگذار است

علاوه بر تئوری های گفته شده، یک رویکرد جدید هم هست: سیستم های اکولو‍‍‍ژیک. این رویکرد بر این تاکید می کند که شرایط زیست محیطی می تواند سبب ایجاد یا از بین رفتن فرصت ها و وسایل تعاملات اجتماعی بومی شود. فرزندان به مناطق دیگری می روند و هزینه های آمد و رفت و تلفن، منجر به کاهش ارتباط می شود. دوستان، همسر، خواهر و برادر ممکن است بمیرند و تعاملات، از عمق به سطح کاهش یابد. رفتن به یک جامعه جدید هرچند با شرایط بهتر، می تواند منجر به قطع روابط فرد سالمند با همسایگان آشنا شود.

درحالیکه عمده ترین تغییر اجتماعی که بر تعاملات سالمندان اثر می گذارد، مربوط به ازدست دادن خانواده یا دوستان (بر اثر مرگ یا جدایی) است، جامعه تنها وقتی دخالت دارد که نیاز به "ارائه خدمات موسسه ای" به سالمندان احساس شود. تقریبا 5 درصد سالمندان نمی توانند از خود مراقبت کنند و به خدمات پرستاری خانگی نیاز دارند.

تغییر محل سکونت و روابط فردی، الگوهای تعاملی سالمند را نابود می کند.

زندگی وابسته

هرچند در حال حاضر سطح پایین سلامت، نیاز به ارائه ی خدمات موسسه ای را برای 2 میلیون سالمند (درجامعه امریکا) ضروری می سازد، تا سال 2030 این تعداد دوبرابر خواهد شد. حالا دیگر مراقبت بلند مدت در ایالات متحده، تقریبا به شکل یک صنعت قاعده مند درآمده است.(Chop & Robnett, 1999)

قانون گذاران در سال 1987 یک بسته ی اصلاحی را به عنوان بخشی از Omnibus Budget Reconciliation Act (OBRA) تدارک دیدند. این قانون منجر به تاکید بیشتر بر آموزش کارکنان، برنامه های خدمات رسانی منظم، و حقوق سکونت (ازجمله منزلت و حریم خصوصی) شد. OBRA خواستار شرایط زندگی امن و شبیه به زندگی معمولی برای سالمندان است. تامین بقیه ی جنبه های درمانی، مثل سلامت ذهنی، گفتار-زبان، شغلی و فیزیکی در دهه 1990 مطرح شد. در ادامه ی این قسمت از کتاب، جزییات مربوط به ارتقای سطح زندگی سالمندان، به خصوص در مراکز نگهداری و موسسات مربوطه (زندگی غیرمستقل)در امریکا تشریح شده است.

زندگی همراه با کمک رسانی

از دهه 1980 زندگی همراه با کمک دیگران، به یک الگوی مهم مراقبت دائمی، در حد فاصل میان استقلال کامل و مراقبت پزشکی ساعت به ساعت در مراکز نگهداری، تبدیل شده است. این شیوه، از الگوی اسکاندیناوی گرفته شده و به افراد اجازه می دهد تا با افتخار، دوره ی سالمندی را سپری کنند. در این الگو، باافراد سالمند مثل بیمار برخورد نمی شود، بلکه آنهااعضای اجتماعی و معنوی به حساب می آیند. هزینه ی 90 درصد امکانات این مراکز از منابع خصوصی تامین می شود و هرتلاشی در جهت ایجاد ارتباط اجتماعی، موثر و برانگیزاننده است. خدمات، فعالیت ها، و آموزش کارمندان همه مشتری محور است.

زندگی مشترک

موانع ارتباطی در میان 27 درصد امریکایی هایی که با خانواده خود زندگی می کنند، از نظر شکل و کیفیت، متفاوت است. (Clark & Niedert, 1992)

وقتی دو یا سه نسل در کنارهم زندگی می کنند، بر سر اینکه  چه کسی رییس خانه است، اتحاد نظر وجود ندارد. در حالیکه از نگاه سنتی، شخص سالمند می خواهد بر نسل میانی (والدین) و نوه ها تسلط داشته باشد، از منظر دیگر، مسئولیت با کسی است که معاش خانه را تامین می کند.

دراین میان راههایی برای نزدیک کردن افراد خانواده به هم وجود دارد. در شرایط زندگی جمعی، پیام های زورمدارانه و دفع کننده باید جای خود را به پیام های ملایم و جذب کننده بدهند. کلمات و رفتارهای توجه گرا می تواند منجر به حفظ عزت نفس در هر فردی شود. مشاور خانواده هم می تواند در شرایط بحرانی، به کمک خانواده بیاید.

در ادامه این مبحث، تغییرات فیزیکی که روی ارتباط اثر می گذارند، مثل تغییرات در ادای کلمات، لحن و آهنگ صدا، و تغییرات شنوایی تشریح شده است.

توازن در صدا و نحوه ی ادای کلمات

گفتار عادی نیازمند هم انرژی و هم احساس راحتی است:

انرژی

در عضلات اسکلتی، برای تقویت حالت بدن

در عضلات شکمی و تنفسی، برای تقویت بلندی صدا

در زبان، آرواره، لبهاوسقف دهان، برای تقویت وضوح کلام

راحتی

در عضلات شانه، برای تقویت بهترین حالت زیروبم صدا

در عضلات گلو، برای تقویت تُن واضح

در  عضلات ناحیه ی آوایی، برای تقویت بهترین طنین صدا

فصل 3: تعامل با افراد سالمند

عقاید قالبی جامعه بر نحوه ی رفتار افراد با سالمندان اثر دارند. درک ذهنی که در تعاملات موثر است، عبارتست از: تفسیر شخص از دیده ها، شنیده ها یا مطالبی که از راه حواسش گرفته است.

سالمندان چه درکی از خود دارند؟

خودپنداری یا درک از خود، به مولفه های زیادی بستگی دارد اما عمده ترین مولفه هایی که نخستین بار در مدل خودپنداری تنسی (Tennessee)  ارائه شد (Fitts, 1972)، عبارتست از:

1. خودِ فیزیکی

2. خودِ اخلاقی

3. خودِ شخصی

4. خودِ خانوادگی

5. خودِ اجتماعی

حتی سالمندان سالم هم از خود فیزیکی شان رضایت ندارند. خود اخلاقی سالمندان نیز اغلب ریشه در آموخته های گذشته شان دارد و با امروز، جور در نمی آید. بالارفتن سن، خود شخصی را هم تحلیل می برد. درمورد خود خانوادگی، شخص سالمند نبود قدرت و افزایش وابستگی را تجربه می کند. خود اجتماعی سالمندان نیز منفی است (البته ممالک شرقی در فرهنگ خود، احترام بیشتری برای سالمندان قائلند تا ممالک غربی).

بازنمایی در رسانه های جمعی

رسانه های جمعی با ارائه ی نا متناسب مثبت و منفی از موضوع سالمندان، در هر دوجهت به خطا رفته اند. روزنامه ها گزارش هایی از سالمندانی که کارهای خلاقانه می کنند یا موفقیت هایی کسب کرده اند، ارائه می دهند. تلویزیون هم کلیشه سازی منفی می کند؛ سالمندان همیشه در نقش قربانیان جنایات یا بیماری ها هستند. آنهادر بهترین حالت، نقش شخصیت هایی دوست داشتنی و همیشه خنده را ایفا می کنند. رسانه ها در واقع، به فشار بازار (تقاضا) پاسخ می دهند.

ایجاد و تداوم ارتباط

سالمندی به خصوص برای کارورزان تازه کار، می تواند در ابتدای امر کمی ترسناک به نظر رسد. اغلب افراد بطور طبیعی تمایل دارند از کسانی که کمی کثیف اند، فاصله بگیرند اما سالمندی، وضعیت سرایت کننده ای نیست. متخصصان باید خود را کنترل کنند و میان خود و فرد سالمند، پل های فیزیکی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بزنند.

تحقیقات دو دهه اخیر نشان داده که وجود دوستان برای سلامت روانی افراد سالمند، مهم تر از اعضای خانواده است.(Adams & Bliezner, 1995)

ظاهرا در هر تعامل جدیدی، کمی خطر نهفته است: افراد جوانتر نگرانند که با استانداردهای یک محیط متفاوت، مورد قضاوت منفی یا اندرز قرار گیرند. افراد سالمند هم نگرانند که به عنوان یک فرد کاردان یا بی عرضه تلقی شوند یا با آنها مثل کودک رفتار شود. در این حال، یک اعتماد اساسی در عموم افراد به همه اجازه می دهد فراتر از خطر نارضایتی عمل کنند و دنبال محاسن تعامل باشند.

ارتباط دوطرفه بدان معنی است که دو طرف ارتباط به یکدیگر زمان، انرژی، اطلاعات فردی و نوعی احساس حمایت منتقل کنند. براساس میزان تماس و دوطرفه بودن، ممکن است سطوح مختلفی از خودبیانگری  (self disclosure)کارآمد باشد. سطح پایین خودبیانگری راهی است که بیشتر تعاملات با آن شروع می شود؛ مثل احوالپرسی مرسوم یا حرف زدن درباره ی هوا. خودبیانگری در سطح متوسط، متوجه اتفاق ها، سرگرمی ها، ورزش، مسافرت، تعطیلات و غیره است و برخی ارزش های شخصی و ایده ها هم در آن بیان می شود. مثل وقتی که سالمندان از دامنه ی خودِ فیزیکی فراتر می روند و درباره ی تجربه ها و کارهای گذشته شان حرف می زنند.

وفتی سطح بالایی از صمیمیت حاصل شد، دوطرف می توانند درباره ی مشکلات شخصی، موفقیت ها، و شکست های شان صحبت کنند.

مصاحبه

وقتی فرد سالمند به دنبال خدمات بهداشتی و انسانی است، مصاحبه روشی فراتر از تبادل اطلاعات خواهد بود. هر دوطرف، علائم کلامی و غیرکلامی را می فرستند و تفسیر می کنند.

در این بخش، کلیدهایی برای برگزاری بهتر مصاحبه ارائه شده که عبارتند از: ایجاد محیط آرام و خصوصی، داشتن دستمال کاغذی برای وقتی که فرد سالمند (ممکن است) به گریه بیفتد، تشریح دقیق هدف مصاحبه، پرهیز از پرسش های کوتاه با جواب بله - خیر، پرسیدن سوالات باز و تشریحی، استفاده از کلماتی که در قلمرو ادبیات طرف مقابل است، توجه مستقیم به فرد سالمند و پرسیدن سوالات از خود او (و نه از همراهش)، توجه کامل به گفته های فرد و تکرار سوالات درصورت لزوم، خلاصه کردن و جمع بندی نکات مهم در پایان مصاحبه.

تعامل با احساس همدلی

خودبیانگری در سطح بالا اغلب با احساس همدلی دوجانبه همراه است. احترام، سرآغاز این نوع تعامل است. گوینده باید مطمئن باشد که حریم خصوصی او محفوظ می ماند و مورد قضاوت و اندرز قرار نمی گیرد. شنوندگی همدلانه همانقدر اهمیت دارد که واکنش مناسب در زمان مقتضی. حرف ها باید مختصر، مستقیم و بدون ابهام باشد.

برخی واکنش ها می تواند همدلی را متوقف سازد؛ از جمله:

  • کم انگاری: "اینقدرها هم بد نیست که فکر می کنید!"
  • مطرح کردن خود: "فکر می کنید خودتان مشکل دارید؟ پس به من گوش بدهید!"
  • وقت کشی: "فردا در این مورد احساس بهتری خواهید داشت"
  • ابراز همدردی: "من هم به اندازه ی شما از این مساله متنفرم، ولی چه فایده ای دارد؟"
  • تعمیم دهی: "هرکسی از این موضوع ناامید می شود"
  • قضاوت کردن: "شما واقعا گند زدید!"
  • در نیمه رها کردن: "فکر کردید مشکل دارید؟ پس آنهایی که شما رنجاندید چطور؟"

بازخورد

در تعامل با سالمندان، گاهی گره های خاصی وجود دارد. ممکن است بازخورد مثبت (توافق، سوالات، اطلاعات و عقاید داوطلبانه) و بازخورد منفی (تصحیح کردن، عیب یابی و نبود توافق) در زمانی که انتظار می رود، اتفاق نیفتد. بسیاری از سالمندان بازخورد تاخیری دارند و بی توجه به نظر می رسند. در واقع، آنها ممکن است درحال انطباق پیام رسیده با تجربه های گذشته خود باشند.

نه تنها بازخورد تاخیری، بلکه ابراز غیرکلامی هم می تواند در اثر مشکلات جسمی، مختل شود. وقتی که افراد خسته اند یا افسردگی دارند، ابراز آنها در چهره، کم می شود.

نمونه های بازخورد بااختلال در افراد بیمار و دارای معلولیت بسیار زیاد است. گویندگان باید در قضاوت نسبت به واکنش شنوندگان، صبور باشند.

اجابت کردن

متخصصان سلامت در مواجهه با اجابت نشدن نسخه های خود، اغلب احساس سرخوردگی می کنند. انجام ندادن دستورهای بهداشتی و پزشکی، خطرناک و هدر دادن وقت به نظر می رسد. انواع رایج رعایت نکردن نسخه ها عبارتست از: مصرف اشتباه دارو، ورزش نکردن یا رعایت نکردن برنامه رژیمی، انجام کارهای ممنوع مثل سیگار کشیدن یا نوشیدن مشروبات الکلی. این سرپیچی ها می تواند به علل زیادی انجام شود؛ از فراموشی گرفته تا بی اعتمادی به نسخه های متعدد پزشکان. متخصصان باید بتوانند اعتماد و مشارکت افراد سالمند را از راههای مختلف جلب کنند.

تشریح آزمایش ها و بیان اثر داروها در زمان مناسب، بیان کارهایی که پزشک و فرد سالمند می توانند انجام دهند، بیان راههای درمان و شیوه ی انطباق افراد مختلف با این راهها، پرهیز از تهدید یا ترساندن بیمار، مشوق بودن و فشاروارد نکردن، خوش برخوردی و دوری از رفتار ارباب موابانه، همکاری و دوری از اجبار، از جمله راههای پیشنهادی برای جلب مشارکت فرد سالمند است.

فصل 4: چگونه بیماری روی مهارت های ارتباطی اثر می گذارد؟

نخستین نتیجه ی معلولیت جسمی در جامعه، بروزاختلال های ارتباطی است. براساس مطالعات، بیشتر مردم از مشکل شنوایی، گفتاری و زبانی رنج می برند تا از بیماری های قلبی، مقاربتی، فلج، صرع، نابینایی، فلج مغزی، سل ودیستروفی عضلانی. (ASHA, 1999)

درحالی که یک از 20 نفر در ایالات متحده دچار نوعی اختلال هستند، شمار دوستان و اعضای خانواده ها که تحت تاثیر تعاملات کاهش یافته ی ناشی از این اختلال ها قرار گرفته اند، بسیار بیشتر است.

هرچند ازدست دادن شنوایی، رایج ترین اختلال ارتباطی در میان جمعیت سالخوردگان است،  مشکلات گفتاری و زبانی بسیاری نیز هست که منشاء آنها آسیب های جسمی است. سکته قلبی، سرطان، بیماری های حاد عصبی، و حوادث سبب می شوند فرد قدرت درک یا استفاده از سیستم زبانی خود را از دست بدهد.

در این قسمت از فصل چهارم، هریک از این مشکلات پزشکی (از جمله Stroke، Aphasia، Agnosia، Apraxia، Dysarthric، (Laryngectomee بطور جداگانه بررسی و برای هریک، نمونه ای موردی آورده شده است.

فصل 5: تبادل پیام ها باوجود موانع

گوش دادن ترکیب پیچیده ای است از شنیدن و فهمیدن.  گوش دادن بیشتر به توانایی فیزیکی فرد مربوط می شود ونیز به اراده برای توجه کردن و باز کردن کانال های ذهنی به روی پیام های گوینده. شنونده ی خوب بودن، لازمه هایی دارد، از جمله فراهم کردن محیط (رفع صداهای مزاحم یا رفتن به یک مکان ساکت). برای افرادی که روی ویلچر می نشینند، باید احترام بیشتری لحاظ شود.  فکر نکنید نشستن روی ویلچر، یک تراژدی است. کسی که از این وسیله استفاده می کند، به آن عادت می کند و دوست ندارد دیگران به ویلچرش آویزان شوند یا لم دهند. باید زانو بزنید یا بنشینید تا هم سطح فرد روی ویلچر قرار گیرید.

نکته دیگر اینکه باید از نظر بدنی، در وضعیت گوش دادن قرار گیرید. هنگام گوش دادن، اتفاقاتی در بدن فرد می افتد، از جمله ضربان تندتر قلب، گردش سریع تر خون، و بالارفتن اندک حرارت بدن. هنگام شنیدن، تماس چشمی با گوینده نباید قطع یا چشم ها کاملا بسته شود.

گوش دادن با مغز

شنیدن حرف های کسی، فقط از روی ادب نیست، بلکه جنبه ای از مهارت گوش دادن است. گوش دادن همراه با قضاوت، گمراه کننده و نادرست است. اگر بتوانید سدهای ذهنی خود را پشت سر بگذارید و با شکیبایی به پیام گوش دهید، در این صورت می توانید قضاوت بهتری هم داشته باشید. وقتی شما به احساسات گوش می دهید، متوجه نکته هایی نیز می شوید. شما به ایده کلی و ایده های جانبی پی می برید. غیرممکن است که بتوانید همه ی جزییات را به خاطر بسپارید. شما در ذهن تان، و نه با صدای بلند، واکنش نشان می دهید، سوال می کنید و مشارکت می کنید. واقعیت این است که میزان حرف زدن بسیار کمتر است از میزان درک مربوط به شنوایی: افراد در هر دقیقه 140 تا 160 کلمه به زبان می آورند اما در هر دقیقه 300 تا 700 کلمه فکر می کنند. شما می توانید حرف های گوینده را بشنوید و در عین حال، چهار پنجم وقت را به فکر کردن بگذرانید.

مغز، مشکلات گفتاری افراد دارای معلولیت را به شما یادآوری می کند و به شما کمک می کند نشانه هایی را که آنها می دهند، دنبال کنید. وقتی افراد apraxic/aphasic   نمی توانند پیام خود را به درستی منتقل کنند، به آنها قلم و کاغذ بدهید تا بنویسند یا منظور خود را بکشند. سعی کنید حواس و قابلیت های سالم آنها را به کار اندازید. سعی کنید توانایی های مغزی تان را برای جبران مشکلات مغزی آنها به کار گیرید.

گوش دادن با چشم ها

کسانی که قدرت شنوایی خود را از دست داده اند، سعی می کنند این کمبود را با نشانه های دیگری جبران کنند؛ مثل نگاه کردن به حرکت لبها، حرکات صورت، چشم ها، خطوط پیشانی و ابروها، حالت صورت و بدن.  به این ترتیب، پیام کامل گوینده را دریافت می کنند. حتی کسانی هم که قدرت شنوایی دارند، این علائم غیرکلامی را در گوینده تفسیر می کنند و متوجه می شوند.

دیدن زبان بدن، شکاف ارتباطی را پر می کند. بعضی حالات بدنی، پیام های کلی را می رسانند اما فردی که قادر به حرف زدن نیست، این حالات را بسط می دهد تا پیام های خود را برساند. در برخی مراکز، علائم زبان غیرگفتاری را به مددجویان می آموزند.

حرکات شدید بدنی و حالتی، شما را متوجه نوعی آسیب مغزی و حتی جای آسیب می کنند. آنها احتمالا از نوعی اختلال ارتباطی خبر می دهند. حرکات کوچک مثل پلک زدن مکرر و تیک های چهره ای نیز این چنین اند. ممکن است بیمار غیرکلامی که زبان او سالم است، ترجیح دهد بنویسد. بیماران مختلف، می توانند راههای گوناگونی را برای ارسال پیام انتخاب کنند.

شنیدن با گوش

توانایی شنیدن، مقدم است بر توانایی سخن گفتن. وقتی بیماری مشکل شنوایی دارد، باید بهترین محیط ممکن را برای او فراهم کرد. اگر فرد بتواند حرکت لبها و حالات صورت و بدن شما را ببیند، حرف های تان را بهتر می فهمد.

دراین قسمت، راههای برقراری ارتباط با سالمندانی که شنوایی خود را به دلیل انواع بیماری ها از دست داده اند یا کاهش شنوایی دارند، بیان شده است.

شنیدن با قلب

یکی از دلایل گوش دادن، درک احساسات دیگران است. این کار نیازمند گوش دادن همدلانه است؛ گوش دادن با قلب. ایجاد حس گرم و لطیف در سالمندان اهمیت زیادی دارد. آنها ناتوانی هایی خود را در مقابل افرادی که سرد و بیروح هستند، بروز نمی دهند و در کل، احساس راحتی ندارند. شنیدن با قلب، یعنی پاک کردن واکنش های منفی و پرهیز از ایجادشوک یا تحقیر.

نحوه‌ی بیان شما

اگر بتوان فقط یک پیشنهاد در زمینه ی افزایش قابلیت ارسال پیام در شما ارائه داد، این است: آهسته باشید! برخی از کسانی که دچار نقص شنوایی شده اند، نمی توانند حرف زدن سریع را دنبال کنند. با کنترل سرعت خود در حرف زدن، نه تنها به فرد مقابل فرصت می دهید که حرف های تان را بفهمد، بلکه خودتان هم می توانید ارزیابی کنید که حرف های تان فهمیده شده یا نه. وقفه در حرف زدن، به شنونده ها فرصت می دهد که فکر کنند و اثرات پیام شما را احساس کنند.

با صدای بلند حرف زدن ( و نه فریاد زدن)، تکرار کردن مطلب در صورت لزوم، تغییر نوع بیان جمله ها و تکه تکه کردن جملات بلند برای فهم آسان تر، پرهیز از تقلید کردن و ادای سالمند را درآوردن، استفاده از حکایات مذهبی یا تاریخی برای تقویت روحیه و ارائه نگاه متفاوت به رویدادها، نکاتی است که می تواند کیفیت بیان شما را ارتقا بخشد.

انطباق های وی‍ژه برای آسیب دیدگان ذهنی

برخی سالمندان قوای ذهنی خود را از دست می دهند، فراموشکار می شوند،  مثل بچه ها رفتار می کنند و احساسات نامتعادلی دارند. آنها توانایی کنترل رفتارهای خود را ازدست داده اند و دیگر دچار احساس خجالت یا شرم نمی شوند. در چنین شرایطی، پیام های تان را تا حد ممکن قابل فهم و آسان کنید و زمان زیادی برای نشان دادن واکنش به او بدهید. از توضیحات طولانی بپرهیزید. نشان دادن علاقه ی زیاد، تمرکز گوینده را بیشتر می کند و به تعامل طولانی تر و معنادارتری منجر می شود. معرفی مکرر خودتان و مکان های آشنا، بیان داستان های مذهبی و تاریخی و سخن گفتن از اتفاق های روزمره ی زندگی خودتان می تواند روش های کارآمدی باشد.

فصل 6: تصمیم گیری همراه با سالمندان

تصمیم گیری از مشخصه های دوره ی بزرگسالی به حساب می آید. اما به مرور، در داخل ساختار خانواده، تغییراتی در قدرت اعضای خانواده اتفاق می افتد که روی فرآیند تصمیم گیری اثر می گذارد. ممکن است زوج های امروزی، قدرت مساوی در تصمیم گیری داشته باشند (egalitarian pattern) اما نسل قدیمی تر، اغلب از الگوی مردسالاری پیروی می کند.

فرایند تصمیم گیری اغلب به شکل زیر است:

  • تشخیص مشکل
  • تعیین مولفه های لازم و دلخواه برای حل مشکل
  • فهرست کردن راههای ممکن تا رسیدن به نتیجه
  • اجرای بهترین راه

در فرآیند تصمیم گیری، نیازمند آنید که ساختار روانشناختی فرد سالمند را بطور کلی بشناسید. وقتی فرد سالمندی به دلیل تصادف یا بیماری، دچار مشکلات زیادی می شود، خودش به عنوان مهم ترین فرد، در قبال ر‍ژیم غذایی و دارویی، عادات بهداشتی، و توانبخشی طولانی مدت مسئولیت دارد. در این زمینه می توانید به عنوان یک همراه، فرد سالمند را یاری کنید. درحالیکه فرد سالمند مشغول حل مشکل است، افکار او را بازنمایی یا یادآوری کنید. اگر مرحله ای را جاگذاشت، توجه او را به نکته ی فراموش شده جلب کنید.

زمان: اغلب افراد سالمند در مقایسه با جوانترها، به زمان بیشتری برای تصمیم گیری نیاز دارند. هرچه شرایط جدی تر باشد، تصمیم گیری سخت تر می شود. پیش از هر تصمیم منطقی، دوره هایی از اضطراب و نگرانی طی می شود. برای سالمند محدودیت زمانی قرار ندهید؛ مگر اینکه ضرورت حیاتی درمیان باشد.

صرف سالمند بودن، دلیل آن نمی شود که فرد اجازه ی تصمیم گیری نداشته باشد. سالمندانی که بیشترین رضایت خاطر را دارند، کسانی اند که براساس موقعیت زندگی، مالی و اجتماعی خود، تصمیم هایی گرفته اند. شما به عنوان یک همراه، می توانید پیشینه ی مشکل را برای او شرح دهید.

کمک به سالمند برای یافتن همه ی راه حل های ممکن و فهرست کردن نقاط مثبت و منفی هر راه حل تارسیدن به بیشترین و کمترین راه ممکن، و بررسی اثرات مثبت و منفی تصمیم ها بر خود فرد و دیگران، از نکاتی است که باید مود توجه قرار گیرد.

فصل 7: مشارکت گروهی

انجام کارهای گروهی از بهترین تجربه های هر فردی در طول زندگی است.  از آنجا که ارتباطات یک فرآیند دایره ای است، وقتی مشارکت کنندگان وظیفه یا نقشی را به عهده می گیرند، خود را بیشتر می شناسند.

نخستین اثر مثبت حضور فرد سالمند در کار گروهی این است که روحیه اش تقویت می شود. سالمند دوست دارد مورد مشورت قرار گیرد و از تجربه هایش استفاده شود؛ ضمن اینکه جامعه پذیری شخص سالمند نیز ارتقا پیدا می کند. 

انواع گروه

گروه اشکال مختلفی دارد: خانواده، گروهی که براساس علایق مشترک شکل می گیرد، گروه همسالان و هم رده ها، گروههای اجتماعی برای حمایت دوجانبه، گروه کاری، گروههای حمایتی و گروههای درمانی برای ارائه خدمات بهداشتی و سلامتی. در این قسمت از فصل 6، به انواع گروههای درمانی، مشخصه ها، فرآیندها و نقش های عملی آنها اشاره شده است.

مشارکت کنندگان خوب

آنچه که گروه را زنده نگه می دارد، اعضای آن است. گروه باید نفعی برای اعضا داشته باشد؛ خواه صرف عضویت در آن و خواه کاری که فرد در گروه انجام می دهد. در گروههای قدرت مدار، رهبر گروه بخش هایی از قدرت و اعتبار خود را به افراد گروه واگذار می کند؛ بطوری که حتی ضعیف ترین فرد گروه هم احساس می کند که پاداشی دریافت کرده و به واسطه ی قدرت گروه، هویتی پیدا کرده است. در گروههای اجتماعی تر که رهبران شان اقتدار کمتری اعمال می کنند و به افراد، بیشتر اجازه (ی کار) می دهند، اعضا تعاملات اجتماعی حمایتی و راحت تری (به عنوان پاداش) دارند.

درمیان ارائه کنندگان خدمات به افراد سالمند، نیاز روزافزونی به بحث ها و مشارکت های گروهی برای بالابردن دانش، افزایش رشد شخصی و تبادل اطلاعات احساس می شود.  درحالیکه یک سالمند سالم می تواند در بحث های مربوط به اقتصاد و سیاست شرکت کند، یک سالمند بیمار به ندرت می تواند چنین کاری کند. برخی مراکز مراقبت، گروههایی برای خودگردانی سالمندان دارند ولی قدرت آنها بسیار کم است.

سطح پایین سلامت نه تنها توانایی فرد را برای پذیرفتن مسئولیت کم می کند، بلکه از میزان خجالت فرد هم می کاهد. سالمند بیمار ممکن است زیاد حرف بزند یا حرف های تلخ و منفی را بیان کند که افراد دیگر نتوانند چنین سخنانی را در گروه به زبان آورند. به همین دلیل، بهتر است برای حفظ آداب، قواعدی به این شرح مقرر شود:

  • تمرکز بر محتوای سخنان دیگران
  • استقبال از ایده های جدید؛ ایده های ضعیف بدون نیروی کمکی، رشد نمی کند.
  • نظر منفی ندادن راجع به مشارکت دیگران
  • پرهیز از قضاوت درباره ی انگیزه های دیگران
  • پرهیز از مداخله تا حد ممکن

فصل 8: ترغیب خود بیانگری

یکی از تغییرات روانشناختی در دوره ی سالمندی، تمایل به انزوا و درون گرایی است که صرفنظر از شخصیت قبلی فرد سالمند اتفاق می افتد. این موضوع در برخی از سالمندان منجر به نوعی آرامش درونی می شود اما در بسیاری دیگر، به معنی تنهایی و افسردگی است. راه حل ظاهری، ایجاد فرصت های زیاد برای تماس های اجتماعی و خودبیانگری سالمندان است تا این افراد بطورآگاهانه، تمایل به انزوا را پس بزنند.

برای اشخاص برون گرا، ارتباط شفاهی و برای سالمندان درون گرا، ارتباط مکتوب، راهی برای بیان احساسات و تداوم تماس اجتماعی آنان است. نوار کاست و ویدئو هم می تواند دراین زمینه کمک کند.

ارتباط خلاقانه نه تنها فواید اجتماعی و احساسی دارد، بلکه باعث افزایش فعالیت مغزی نیز می شود. یک متخصص قلب که در دهه 60 زندگی اش هنوز دو  ماراتن انجام می دهد، می گوید: "راه ارتقای فکر، بیان است. اگر کسی آواز نخواند یا ننویسد، نمی داند که به چه فکر می کند."  وقتی که او می دود، مغز و اندامش جدا هستند و او در موقع دویدن، به مقاله علمی فکر می کند که اغلب برای یک مجله ورزشی می نویسد.

عوامل موثر در انگیزه

به نظر می رسد افراد سالمند، انگیزه های خود را برای ارتباطاتی که منجر به بیان خود می شود، از دست می دهند. تهیه ی فهرستی از انگیزه های برقراری ارتباط، می تواند به مشارکت کنندگان در فرآیند توانبخشی (از جمله پزشکان، پرستاران، بهیاران، و درمانگرهای همه ی رشته ها) کمک کند. 

تئوری های مربوط به انگیزه بسیارند(مثل تئوری شناختی، پیوند دهنده) اما نظریه ی انسان گرایانه (humanistic theory) بیشتر متوجه تبیین رفتار افراد سالمند است. اساس این تئوری، مشاهدات طبیعی و مصاحبه های عمقی است.

درمیان تئوری های متعددی که انسان گرا توصیف می شوند، نظریه ی آبراهام اچ. مازلو اهمیت بیشتری دارد. او هرمی از نیازهای هفت گانه ی آدمی ارائه می دهد، شامل نیازهای:

1.زیستی و فیزیولوژیک 2.امنیت 3.عشق و تعلق پذیری 4.رضایت و تایید 5.خودشکوفایی 6.تمایل به دانستن و فهمیدن 7.زیبایی شناسی

نیازهای بالای هرم فقط در صورتی می توانند ظاهر شوند که ابتدا نیازهای پایین هرم تامین شده باشند.

بیمارانی با زوال یا تحلیل عصبی، ممکن است در یک یا چند سطح از این هرم دچار مشکل شوند. خسارت های آنان در سطوح 1 و 2 باید حتما جبران شود تا بتوانند به زندگی ادامه دهند. در سطح 3، عشق و تعلق پذیری، ممکن است بواسطه ی از دست دادن همسر یا یکی از اعضای فامیل، به شدت تحت تاثیر قرار گیرند. با بالارفتن سن و نبود اشتغال، سالمند در سطح 4 به مشکل بر می خورد زیرا نمی تواند نیازهای پایه ای خود را تامین کند. بسیار غیرمحتمل است که فرد سالمند بتواند نیازهای خود را در سطح خودشکوفایی وسطوح بعد از آن کسب کند.

ایجاد محیط مناسب

خودبیانگری زبانی نیازمند محیطی آرام است. افراد سالمند بابد احساس حفظ حریم شخصی، آرامش و احترام داشته باشند. یک محیط مناسب، درقبال خودبیانگری، پاداش (واکنش) هم درنظر می گیرد. همه ی ما نیاز داریم دیگران حرف های مان را بشنوند، به جوک های مان بخندند و به نامه های مان پاسخ دهند. این ماهیت ارتباط دوسویه است.

در مراکز سالمندان، گروههای بحث، اطاق های گفت و گو و برنامه های مشابه برای انجام این کار طراحی می شود.

فعالیت های پیشنهادی در ارتباطات شفاهی

1. تشویق و جایزه دادن به همه ی جملاتی که ضمیر "من" در آنها به کار می رود. احساساتی همچون ترس، خشم و غیره وقتی به زبان آورده می شود، بیشتر قابل کنترل است.

2. توسعه ی فلسفه ی معامله. به فرد سالمند کمک کنید این فرآیند را کشف کند که واقعا چه می خواهد؟ و چه ارائه می کند؟ نشان دهید که چگونه تغییر نقطه ی نگاه می تواند به زندگی شادتری منجر شود. مثلا بجای اینکه بگوید "پسرم آنقدر خودخواه است که به دیدن من نمی آید"، بگوید "ای کاش دفعه ی گذشته که به دیدنم آمد، آنقدر شاد می شدم که حالا زودتر به دیدنم می آمد!"

3. تشویق رفتاری که به حل مشکلی منجر شود. این بحث ها به تقویت حافظه، منطق و تخیل فرد کمک می کند.

فواید مرور زندگی

سالمندان علاقه دارند سرگذشت خود را تعریف و اتفاق های زندگی خود را مرور کنند.

باتلر (Butler, Lewis, & Sunderland, 1998) اظهار می دارد که مرور زندگی، می تواند کیفیت سال های بازنشستگی را افزایش دهد. مرور گذشته از راه نوشتن، به حل تعارضات و تاسفات باقی مانده از گذشته و بهبود روابط شخصی کمک می کند.

هیت (Haight, 1992) اثرات بلند مدت مرور زندگی را بررسی کرد. کسانی که زندگی شان را مرور کردند، میزان رضایتمندی و سلامتی شان درطول 12 ماه بیشتر شده بود. وینی (Viney, 1993) هم در انگلستان به نتایج مشابهی دست یافت.

در ادامه فصل 8، فواید ضبط کردن خاطرات برای نسل های بعدی و نوشتن آنها بیان شده است.

فصل 9: کامپیوتر و نسل قدیم

هرچند امروزه کامپیوتر فراگیر شده، افراد سالمند استفاده از آن را سخت می دانند (McConnaughey,1998). در جوامع پیشرفته، بیشتر امور از جمله ارتباطات، اطلاع رسانی، خرید و فروش، بازار بورس و سهام، سرگرمی ها و جامعه پذیری با استفاده از کامپیوتر صورت  می گیرد. هرچه سالمندان با مشکلات جسمی بیشتری مواجه می شوند، صنعت نیز راههای بیشتری برای جبران کمبودها ارائه می کند. حتی سیستم های کنترل از راه صدا اختراع شده، مثل ایمیل صوتی. مرکز توانبخشی برای تکنولوژی تطبیقی(RECAT)  یا  (The Rehabiliative Center for Adapted Technology) در اسکاتلند افراد دارای معلولیت را به گونه ای آموزش می دهد که حتی با کوچکترین حرکت (پلک زدن یا خیره شدن) بتوانند کامپیوتر را مدیریت کنند. اما نسل خیلی قدیمی چطور می توانند از کامپیوتر استفاده کند؟

موانع

سالمندان بزرگترین گروهی هستند که از کامپیوتر استفاده نمی کنند؛ به دلایلی همچون بی تجربگی، حرف مردم، دانش اندک، ناآشنایی، نقایص جسمانی و حواسی، نقصان در قدرت حل مسائل، انجماد ذهنی، کمبود آموزش و تعلیم، بی اعتمادی، ناکامی و حیرت.

فواید

در این حال، شاید کامپیوتر بیشترین فایده را برای سالمندان داشته باشد. اینترنت دنیا را به خانه می آورد. پرکردن اوقات فراغت، جامعه پذیری، افزایش انگیزش ذهنی، ارتقای سلامت فکری و اطلاع رسانی از فواید کامپیوتر است.

فصل 10: حفظ روحیه

آزمون های روانشناسی و مرورهای جامعه شناختی زیادی سعی کرده اند شادی افراد را بسنجند. وقتی آزمون ها تنهابر میزان مشارکت متمرکز شوند، ممکن است به سادگی، درون گرایی و برون گرایی را اندازه بگیرند. ازآنجا که این رویکرهای شخصیتی در سراسر زندگی ثابت باقی می مانند، بنابراین درباره ی احساس رضایت شخص از زندگی در هر مقطع از زمان، چیزی نمی گویند.

تصور ساده انگارانه ایست که فرض شود هر فرد صمیمی، گرم ودوستدار دیگران، در درونش احساس خوبی دارد و هر فرد خشن و بدجنسی، بدبخت است. شخص ظاهرا شاد می تواند درون افسرده و ناراحتی داشته باشد و بالعکس. همانگونه که حتی اگر تمام مهارت های ارتباطی (شنیدن، خواندن، نوشتن و حرف زدن) وجود داشته باشد، نمی توان گفت که شخص حتما فردی اجتماعی است. لازم نیست تعاملات مداوم باشند تا معنابخش و رضایت آمیز به نظر برسند.

خوشبختی یک دریافت شخصی است

مطالعات انجام شده نشان می دهد آنچه که خوشبختی را می سازد، موضوعی کاملا شخصی است اما عواملی وجود دارد که هرکسی طالب آنهاست، مثل سلامتی، وضع مالی خوب و همراهی که بتوان با او بود و به او اعتماد کرد. عوامل دیگر مثل فرزندان، داشتن خانه، موفقیت شغلی و غیره، در مطالعات مختلف، نزد پاسخ دهندگان جوان و پیر، امتیاز یکسانی نداشته است.

تعیین رضایت از زندگی پیچیده است، زیرا تصور شخصی (ازخود) بر همه ی برداشت های فرد از خودش اثر می گذارد. روحیه هم بیشتر به دریافت های شخصی مربوط می شود تا به عوامل بیرونی.

مطالعات نشان داده که نگرش های سالمندان اغلب علیه خوشی آنهاست؛ درحالیکه همین نگرش ها در سال های جوانی، مفید و موردپذیرش جامعه بوده است. مثلا "مقتصد بودن" در سن 17 سالگی، به "خسیس بودن" در سن 75 سالگی و "جدی بودن" در سن 25 سالگی به "بدعنقی" در سن 71 سالگی تبدیل می شود. آنچه که به عنوان یک رفتار اجتماعی قابل فبول تمرین شده، به صورت یک عادت زندگی درآمده است، حتی درشرایطی که این رفتارها با شرایط زندگی و ظرفیت های جسمانی فرد سالمند جور در نمی آید.

فرآیند "توجیه کردن" (rationalizing) رفتارها، حائز اهمیت است. مثل دختری که دانشگاهش را به بهانه ی اینکه نمی تواند دوری از خانواده را تحمل کند، ترک می کند اما شاید دلیل واقعی این کار، ترس زیاد او از رد شدن در امتحانات بوده است. در اینجا، معنی "توجیه کردن" عبارتست از "دلیل تراشی موجه برای کارهایی که درواقع دلایل دیگری دارند، دلایلی اغلب ناخودآگاه".

یک استاد علمی سالمند که به همایشی با حضور هزاران نفر از همکارانش دعوت شده تا سخنرانی کند، می داند که مشکلات زیادی برای این کار دارد؛ از رفتن به محل همایش و گم شدن میان ساختمان ها گرفته تا به یاد نیاوردن اسم برخی همکاران و اینکه نمی تواند بدون یادداشت، سخنرانی کند، و اینکه زیر نور تند نورافکن های مراسم، نمی تواند یادداشت خود را بخواند یا دیگران را به وضوح ببیند. پس بهتر است اصلا در مراسم شرکت نکند! او در حال عمل براساس تعریفی دیگر از توجیه کردن است: "عمل کردن متناسب با دلیل".

اما پیرمرد ناراحت و افسرده است و از اندام و حواس لرزان خودش نفرت دارد. هنوز شرمنده است، چون همچنان محتوای منفی توجیه کردن را با خود حمل می کند. او رفتار خودش را نه به عنوان علامتی از خرد و عقلانیت، بلکه از ضعف می بیند. نگرش صفر یا صدی (انجام دادن کار و یا مردن) که زمانی کمک می کرد در کارش پیشرفت کند، حالا که کارش را ترک کرده، باعث می شود که احساس شکست کند. منطقا می داند که تصمیم درستی گرفته اما تا چند روز حس بدی دارد.

تصمیم های سرسختانه ای که به افراد جوان کمک می کند هرموفقیتی را در ورزش یا تحصیلات به دست آورند، در سالمندی باعث نارضایتی آنان می شود. و مواجهه با تغییرات گریزناپذیر، همراه با احساس نارضایتی، پاداش خوبی برای یک عمر کار سخت و پشتکار نیست. نگرش سرسختانه، آسیب زننده است.

دوباره سازی شناختی

می توان افکار منفی را تحت تاثیر بازسازی شناختی قرار داد. این فرایند بدین شکل است که پیام های منفی که فرد برای خود ارسال می کند، به پیام های واقعی تر و مثبتی تبدیل شود. مثلا یک فرد سالمند معتاد به قهوه، بجای آنکه مدام تکرار کند "من نمی توانم روزم را بدون قهوه شروع کنم"، بهتر است بگوید: "خوشحالم که فرصتی فراهم شده تا از شر این محصول برزیلی خلاص شوم! فکر می کنم که تا به حال چقدر بابت خرید قهوه پرداخته ام و خواهم پرداخت... می توانستم حالا برای خودم مزرعه ای داشته باشم! اما حالا احساس خیلی خوبی دارم!"

بحث گروهیِ یادآوری کننده هم می تواند با ذکر اتفاقات بد گذشته که بعدا منجر به آثار خوبی شده، مثمرثمر باشد. وقتی تجربیات بد گذشته به مثابه ی "لیمو داشتن و تبدیل آن به شربت لیمو" بازنگری شود، سرسختی هم کاهش می یابد.

تصویر سازی

فرایند به تصویر کشیدن یک رفتار یا واکنش دلخواه، تصویر سازی (imaging) نام دارد؛ تمرین ذهنی یک عمل که درآن به عضلات، برنامه ی بالاترین کارآیی داده می شود. ورزشکاران اغلب پیش از مسابقه، تصویر سازی ذهنی می کنند. در مورد توانبخشی، افراد سالمند می توانند به کارآیی پا یا دست ضعیف خود در طول تمرینات و پیش از بکارگیری آن فکرکنند.

کاردرمانگرها اغلب افراد دارای معلولیت را به تصویر سازی فعالیت های روزمره، مثل خورد کردن پیاز، تشویق می کنند. عباراتی مثل اینها "بیا اول کار را طراحی کنیم، آیا صفحه ی برش مناسب است؟ چقدر طول می کشد تا چاقو را در دست بگیری؟ برش های پیاز به کدام سو می افتند؟" باعث ایجاد تصاویری در مغز، پیش از انجام کار می شود؛ بطوریکه هر عمل اصلاحی بطور ذهنی تمرین می شود. پرستاران نیزاز روش تصویر سازی برای افزایش سلامتی در مددجویان استفاده می کنند. (Balzer-Riley, 2000)

البته تصویرسازیِ نتایج مثبت در فعالیت های ارتباطی به این سادگی ها نیست، زیرا ماهیت ارتباط دوطرفه است. هرچند در ارتباط، طرف مقابل قابل کنترل نیست، خواندن دقیق بازخورد می تواند منجر به این شود که گوینده پیام های متناسب تری ارسال کند. اسکینر، روانپزشک،  تصویر سازی آخرین پرده ی زندگی را نقش دیگری می داند که هر فردی باید به سادگی آن را بازی کند: "وقتی هنرمندانه بازی شود، بخش "فرد پیر" همراه می شود با طمانینه، عقلانیت، آزادی، بزرگ منشی، و احساس افتخار".  (Skinner & Vaughan, 1983, p. 141)

در ادامه ی آخرین فصل این کتاب، به روحیه بخشی در مراکز نگهداری و مراکز ارائه خدمات به افراد سالمند، روحیه دادن از راه افتخار بخشی به فرد سالمند (مثل به کار بردن القاب بزرگ درباره ی او) اشاره شده است.

فرهنگ تقدیس گذشتگان

پالمور، جامعه شناس، مدتی را در انستیتوی سالمندشناسی توکیو گذراند و درباره ی الگوهای سنتی احترام گذاری به سالمندان، تحت تاثیر صنعتی گرایی مدرن تحقیق کرد. این نکته در میان مشاهدات او به چشم می خورد:

"برای بیشتر امریکاییان، ایده ی جامعه ی عمودی و پرستش گذشتگان، اگر کریه جلوه نکند، دستکم بیگانه به نظر می رسد...احترام نسبت به سالمندان، کلید اصلی نگهداری و ادغام افراد سالمند در زندگی خانوادگی و زندگی اقتصادی جامعه ی مدرن است."  (Palmore, 1975)   

مسلما افراد سالمندتر می خواهند سودمند باشند و بخشی از جریان اصلی به حساب آیند. آنها وقتی چرخه ی زندگی خود را کامل می کنند، سعی می کنند در زندگی نسل بعدی منشاء قدرت باشند. این موضوع ابتدائا توسط اریک اریکسون، متخصص توسعه انسانی بیان شد. (Erikson, Erikson, & Kivnick, 1992)

به گفته ی اریکسون، هویت مثبت نتیجه ی پرورش دادن نسل بعدی در درون خانواده و در درون جامعه است.

نکته ی آخر اینکه دریافت احترام، انگیزه ای قوی برای بروز رفتاری است که می تواند شایسته ی احترام باشد.

گوته، فیلسوف آلمانی پس از سالها تحقیق در زمینه ی شرایط انسانی، چنین نتیجه گیری کرد:

"با افراد به گونه ای رفتار کنید که انگار آنها همانی هستند که باید می بودند، و شما کمک می کنید چیزی شوند که می توانند باشند."

منبع:

Bender Dreher, Barbara (2001), Communication Skills for Working With Elders.Springer Publishing Company. New York.

Designed and Developed by DORHOST